کلیدر یک رمان ۱۰ جلدی از محمود دولت آبادی هست، این کتاب یکی از برجسته ترین رمان های ادبیات معاصر ایران هست.

کلیدر یک تراژدی هست که از واقعیت الهام گرفته. شخصیت های زیادی در طول داستان وجود دارند اما اصلی ترین اون ها “گل محمد” هست که برخلاف شخصیت های خیلی از رمان ها ویژگی ظاهری خاصی نداره اما به یک قهرمان در بین افرادی مثل خودش تبدیل میشه.

داستان فضای اجتماعی و سیاسی دوران بعد از جنگ جهانی دوم ایران رو به خصوص برای رعیت ها و اقشار پایین دست جامعه به خوبی نشون میده.

 

این کتاب رو به رمان خوان های قهار پیشنهاد میکنیم، قلم زیبای نویسنده ی کتاب ویژگی برجسته اون هست که هر کسی که علاقه ای به ادبیات داشته باشه رو به خودش جذب میکنه.

 

بخش هایی زیبا از این کتاب :

ما به آدمهایی محتاج هستیم که خود را مدیون زندگانی بدانند نه طلبکار آن. به آدمهایی محتاج هستیم که به زندگانی عشق داشته باشند نه کینه. به آدمهایی محتاج هستیم که به آینده بچه هایشان فکر کنند نه به گذشته پدرهایشان. ما از فرومایگی ها استقبال نباید بکنیم, بلکه می خواهیم اول چنین روحیه های بیماری را در هم بشکنیم .

 

عشق، همان نیروی لایزال که بنده و کدخدای نمی شناسد. ارزشی شایان آدمی و خود ویژه او. از گریبان فقر هم عشق سر می کشد.

 

هی…دلبستگی ، دلبستگی به زندگانی!  زندگانی چه بود؟  ای داد…

آدمیزاد آدمیزاد شیر خام خورده! کاش خود می دانست که چیست ، که کیست.

من که ندانستم ، ندانستم. فقط این را دانستم و می دانم که آدمیزاد فقط با آب و نان و هوا نیست که زنده است.این را دانستم و می دانم که آدم به آدم است که زنده است ؛ آدم به عشق آدم زنده است.

برگرفته از رنگی رنگی